Vernal Verses

As far as I'm concerned, I prefer silent vice to ostentatious virtue. Einstein

Sunday, February 18, 2007

زبان موسیقی


عوالمی را که به هنگام استماع موسیقی تجربه می کنم
به قدری زنده و دربرگیرنده است که بارها مرا در خود کشیده
تجربه ای از عالم رویا در بیداری
هوشیاری در عین مدهوشی
سفری در اعماق
گویی روح به پرواز در آمده
ترس، حیرت، آرامش، بغض و ... برخی ازین تجربه هاست
کافیست چشم هایم را ببندم
و سرم تکیه گاهی داشته باشد
من از هیچ قرصی برای ورود به این عوالم استفاده نمی کنم ولی
کاملا درک می کنم که
چرا کسانی که با قرص های توهم زا وارد این عوالم می شوند
نمی توانند مصرف را ترک کنند
Sacred Spirit, 2001, Track 4

Friday, January 19, 2007

واینک انسان


وینک اما انسان
اشرف المخلوقات
من ِ حافظ کویی؟
آسمان بار امانت نتوانست کشید
قرعه فال به نام من دیوانه زدند

و تمنای وصال
به تسلای فراغ
در درونم اما
ریشخندیست به این بیت غریب
که زمانی به قرابت خواندیم
آدمی کو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش

لیک اینک پرسم اینرا من زخود
از چه رو می بازجوید وصل خویش؟
آدمی کو باخت اصل ِ وصل خویش

خدایا تهیدستی در اوج اصالت
به که توانگری در اوج بی اصالتی
چشم سیر از تو خواهم نه دل سیر
که سیری چشم به معناست
وسیری دل به ماده


Saturday, January 13, 2007

I Still Feel Lost

هنوز یه چیزی کمه یا شایدم زیاده
دارم خسته می شم کم کم
راحت می نویسم به رسم خودم
حوصله هیچی رو که مغزمو به فعالیت
واداره ندارم
هر سوالی میتونه بی جواب باشه
من وظیفه ندارم به هیچ کس
جواب پس بدم
بله هیچ وظیفه ندارم

:به نظر لالایی زیبایی میاد

گل مینا بخواب آروم عزیزم
که تو خوابت شب و شبنم بریزم

گل مینا بخواب آروم که دیره
دیگه بدجور داره گریم می گیره

بخواب آروم که بیداره ستاره دل مریم هراسونه دوباره

شاید هیچ وقت دیگه بارون نباره
بخواب آروم که شب طاقت بیاره

اگه دل رو به رویای تو بستم اگه از بغض پاییزت شکستم
نمی دونی تو این شب گریه تلخ... هنوز مدیون چشمای تو هستم

تو معصومی مثه اندوه بارون
مثه تنهایی یک معبد دور
نشد قسمت کنیم تنهایی مونو
تو این فصل حریقه آینه و نور
تو این دنیای دلگیر و مه آلود
کسی جز تو به فکر بغض من نیست

من از چشمای غمگین تو خوندم که شب اینجا شب عاشق شدن نیست
گل مینا بخواب آروم که شب شد دل من از شکستن جون به لب شد
شایدم فقط آهنگ زیبایی بود
Who Cares?

Wednesday, January 03, 2007

ساری گلین


دامن کشان ساقی می خواران
از کنار یاران
مست و گیسو افشان می گریزد
بر جام می از شرنگ دوری
بر غم مهجوری چون شرابی جوشان مِی بریزد
دارم قلبی لرزان ز رهش
دیده شد نگران
ساقی می خواران از کنار یاران
مست و گیسو افشان می گریزد
---------------------
بار دیگر اثری جاویدان از حسین علیزاده
نابغـــــــه دوران
خالق نینـــــــــوا
"ساری گلین و ماما "
بی شک قلب این اثر آرامش بخش است

Thursday, December 28, 2006

عـــــــرفه

یک سال گذشت و باز عرفه ای دیگر
و در این سالی که گذشت، در جایی به بلندای یک سال زدم
!باز هم وای بر من... عمری + یک سال
ممنونم از دوستی که در جواب نوشته قبلی، تلنگری ظریف زد
آيا نوشتن در اين‌جا به تازگي تو را تزكيه‌ي نفس گشته
يا تو به تازگي همت به تزكيه‌ي نفس گماشته‌اي؟

Monday, December 25, 2006

آغازی نو



ازین پس به نوشتن در اینجا بیشتر همت خواهم گماشت -
که به طرزی غریب تزکیه نفس است مرا
وامدار عزیزی هستم که صبوری پیشه کرده، امید که پشیمانش نکنم -
هی روزگار با تو هم هستم

!همکاری داریم در این شرکت به غایت شبیه خاله سوسکه -

به وقار و ابهت این پرنده سوگند که من جدا با فارسی بلاگر مشکل دارم -
اگر شما مشکل ندارید منو راهنمایی بفرمایید

Sunday, December 24, 2006

از جدایی ها

کویر تشنه باران است
حمید تشنه خوبی
به من محبت کن
که ابر رحمت اگر در کویر می بارید
به جای خار بیابان بنفشه می رویید
و بوی پونه وحشی به دشت بر می خاست
چرا هراس چرا شک ؟
بیا که من بی تو
درخت خشک کویرم که برگ و بارم نیست
امید بارش باران نوبهارم نیست

Sunday, November 12, 2006

گیج و آشفته

چه حالی به آدم دست میده یا باید دست بده با دیدن این سه فیلم در آخر هفته ای که بسیار پر مشغله بوده
تقاطع ...که رفتنش اشتباه محض بود با روحیاتی که من دارم
میم مثل مادر
که هنوز هم یاد گریه های سعید هنگام نواختن ویولن
دلمو می لرزونه و گلومو می فشاره
:Da Vinci Code و در نهایت
با وجود اینکه در افسانه بودنش شکی نیست
ولی فیلم گستاخانه ای بود، اینقدر که تصور می کنم
!روح داوینچی رو آزرد با این داستانش
Dan Brown

Monday, October 30, 2006

Friday, October 27, 2006

Seasonal Verse


For the one and the only one who colorized my Autumns

Friday, October 20, 2006

Confessions Part 1

Its My Life!
Future Survival...
Gonna Write more and more to relieve...
How poor is the one who can't talk to his God...


تلاش برای بقا در آینده
حال کمابیش روشن است
تلاش...تلاش و باز هم تلاش
با این سرمایه گذاری، اگر آینده ای نباشد این منم که بازنده ام
روزگاری نه چندان دور چیزهای کوچکی، مثل
مصرف گرایی تکنولوژیکی
حالمو تغییر می داد ولی الان دیگه نه
زندگیم همش در شتاب و عجله است طوری که جسم و روحم کم آورده
خسته ام ولی امیدوار
باز هم عالمی شرمنده ام پیش خـــــــــــــــدا


دست از طلب ندارم تا کام من برآيد
يا تن رسد به جانان يا جان ز تن برآيد

بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر
کز آتش درونم دود از کفن برآيد
بنمای رخ که خلقی واله شوند و حيران
بگشای لب که فرياد از مرد و زن برآيد
جان بر لب است و حسرت در دل که از لبانش
نگرفته هيچ کامی جان از بدن برآيد
از حسرت دهانش آمد به تنگ جانم
خود کام تنگدستان کی زان دهن برآيد
گويند ذکر خيرش در خيل عشقبازان
هر جا که نام حافظ در انجمن برآيد

Monday, October 09, 2006

Beautiful Mind!

» Always there is a drop of madness in love,
yet always there is a drop of reason in madness.
(F. Nietzshe)

» Love me when I less deserves it,
because it’s then when I need it most
(Chinese Proverb)

» Why repeat the old errors,
if there are so many new errors to commit!
(Bertrand Russel)

Wednesday, October 04, 2006

ساز و سلاح

دیشب خواب عجیبی دیدم باز
به همراه پدر و خواهرم مسیری رو طی می کردیم
کنار خیابون با ارتفاعی ازسطح زمین دو چیز به چشم می خورد: ساز و تفنگ
همه در قاب مخصوص چرمی. هر کی می خواست می تونست یکی بر داره، مجانی بود
سازها به نظرم دو تار بود و سه تار و تنبور
پدر و خواهرم دنبال ساز خوب بودن و من تفنگ بهتر! عجیبه

Sunday, October 01, 2006

Enigmatism!

enigma: [n] something hard to explain
something that baffles understanding
and cannot be explained; mysterious.

Latin aenigma, from Greek ainigmat-, ainigma,
from ainissesthai to speak in riddles, from ainos fable

-----------------------------------------------------------------------------------------------------


Gravity of Love



("O Fortune like the Moon")
Turn around and smell what you don't see
Close your eyes ... it is so clear
Here's the mirror, behind there is a screen
On both ways you can get in

Don't think twice before you listen to your heart
Follow the trace for a new start

What you need and everything you'll feel
Is just a question of the deal
In the eye of storm you'll see a onely dove
The experience of survival is the key
To the gravity of love

--------Whispers---------


Woman :The path of excess leads to
The tower of Wisdom

Man :The path of excess leads to
The tower of Wisdom

--------Whispers---------

Try to think about it ...
That's the chance to live your life and discover
What it is, what's the gravity of love

("O Fortune like the Moon")
Look around just people, can you hear their voice
Find the one who'll guide you to the limits of your choice

But if you're in the eye of storm
Just think of the lonely dove
The experience of survival is the key
To the gravity of love.

Michael Cretu


-----------------------------------------------------------------------------------------------------

Now think about what you have read:

"The path of excess leads to
the tower of Wisdom!"

All the translations of this sentence are welcome!


Wednesday, September 27, 2006

Sunday, September 03, 2006

لحظه ی مرگ٬ لحظه ی رسيدن به قله ی زندگی ست


زندگی٬ بسيار ساده است
زندگی٬ رقصی ست شادمانه و پر نشاط
گناه کرده ای اگر بميری و کمی شادتر٬ کمی زيبا تر
و کمی دوست داشتنی تر زندگی نکرده باشی
زندگی٬ خود را در اختيار کسانی می گذارد که شايسته ی زندگی اند
اگر زندگی را خوب زيسته باشی٬ هنگام مرگ غمگين نخواهی بود
لحظه ی مرگ٬ لحظه ی رسيدن به قله ی زندگی ست
مرگ٬ ديدار با قله است
هر آنچه را که آسمان در کف تو می گذارد
با زمينيان قسمت کن
هر آنچه که قسمت می شود٬ افزون مي شود
این فرصت بخشیدن و عشق ورزیدن
فرصتی همیشگی نیست
فرصت محدود و یکه ی زندگی را دریاب
زندگی کن

Tuesday, August 15, 2006

As easy as...


One Vision


One man, one goal, one mission
One heart, one soul, just one solution
One flash of light, yeah one god one vision

One flesh one bone, one true religion,
One voice, one hope, one real decision, wowowowo,
gimme one vision

No wrong, no right, I'm gonna tell you there's no black and no white
No blood, no stain, all we need is one world wide vision.

One flesh one bone, one true religion,
One voice one hope, one real decision
Wowowowo

I had a dream when I was young
A dream of sweet illusion
A glimpse of hope and unity
And visions of one sweet union
But a cold wind blows and a dark rain falls
And in my heart it shows
Look what they've done to my dream

So give me your hands, give me your hearts,
I'm ready, there's only one direction
One world, one nation
Yeah one vision

No hate no fight, just excitation
All through the night
It's a celebration, wowowowo yeah

One flesh, one bone, one true religion
One voice, one hope, one real decision
Gimme one night, gimme one hope

One man, one man, one bar, one night, one day, hey hey
Just gimme gimme gimme fried chicken

Monday, August 14, 2006

Thursday, August 10, 2006

عدم قطعيت

چيزي كه قصد گفتنش رو دارم به هيچ وجه به معناي زير سوال بردن عدل الهي نيست
گذر زمان و مسائلي كه در زندگيم و يا حتي زندگي ديگران رخ ميده
شاهدي بر اين مدعاست
هيچ كسي نمي تونه از آينده حتي لحظه اي بعد باخبر باشه
حتي نميشه پيش بيني كرد
البته اگر در اكثر موارد پيش بيني ها درست از آب در مياد
به اين معنا نيست كه من اشتباه مي كنم
منظور نظر من اون درصدي است كه هيچ كس حتي فكرشم نمي كنه
و وقتي رخ ميده بايد متواضعانه پذيرفت
فقط به يك چيز ميشه مطمئن بود
خدا عادله و هيچ كارش بي دليل نيست
توصيه مي كنم فيلم به نام پدر رو حتما ببينيد شايد اين فيلم بهتر منظور منو برسونه

Friday, August 04, 2006

آبي خاكستري سياه



تو توانايي بخشش داري
دستهاي تو توانايي آن را دارد
كه مرا زندگاني بخشد
چشمهاي تو به من مي بخشد
شور عشق و مستي
و تو چون مصرع شعري زيبا
سطر برجسته اي از زندگي من هستي
دفتر عمر مرا
با وجود تو شكوهي ديگر
رونقي ديگر هست
مي تواني تو به من
زندگاني بخشي